


متن خطبه فدکيه

حضرت زهرا عليهاالسلام پس از معرفى خود در اين قسمت به عنوان دختر رسول خدا، درباره شيوه زندگى مردم در زمان ظهور پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله و روش برخورد آن حضرت با اين اوضاع، با استشهاد به آيه «لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُم» (توبه/ 128) مىفرمايد: پيامبرى از خود شما برايتان آمد كه آنچه شما را به زحمت مىانداخت بر او دشوار بود، نسبت به (خير و صلاح) شما علاقه شديد داشت، و به ايمانآورندگان مهربان و دلسوز بود. سپس در تبيين آيه مزبور ادامه مىدهد: «... آن حضرت رسالت خويش را ابلاغ و بيم و انذار و اندرز خود را اظهار و از مسلك و روش مشركان بركنار بود، كمر آنان را شكست و حلقوم ايشان را فشرد و با حكمت و پند نيكو، ايشان را به راه پروردگارش دعوت نمود، بتها را شكست و گردنفرازان را سركوب كرد تا آنكه جمع ايشان شكست خورده پا به فرار گذاشتند.»
آنگاه با اشاره به مسلمانان و حقخواهى ايشان در آن دوران سخت ايمان آوردن، مىفرمايد: «شما به همراه سپيدرويان پاكنهاد، گوياى كلمه اخلاص شديد، و حال آن كه «كنتم على شَفا حُفرةٍ مِن النارِ» (آل عمران/ 103) بر لبه پرتگاه جهنم بوديد. به خاطر ضعف و ناتوانى شما، هر كس از راه مىرسيد مىتوانست شما را نابود كند، جرعهاى براى هر تشنه و طعمهاى براى هر گرسنه و آتشگيره هر شعلهاى بوديد، زير پاى ديگران له شده بوديد، آبهاى گنديده مىآشاميديد و برگ درختان مىچيديد، ذليل و توسرى خور بوديد.» سپس به آيه «تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ» (انفال/ 26) اشاره مىنمايد كه «شما وحشت داشتيد ديگران از اطراف به شما هجوم آورند، و خداوند به واسطه فيض وجود رسول خدا، شما را از آن گرفتارىها نجات داد.»
و سپس اشاره مىفرمايد: شما را از كليه گرفتارىهاى ديگر نيز در هر زمان رهانيد» و به آيه «كُلَّمَا أَوْ قَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللهُ» (مائده/ 64) استناد مىجويد.
پس از فرمايشهاى ديگرى، به طرح فتنهها و بروز نفاقها پس از رسول خدا و سرگشتگى مردم و حيرت ايشان مىپردازد و با آيه «أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَُمحِيطَةٌ بِالْكَافِرِين» (توبه/ 49) وقايع را شرح مىدهد و به پشت سر انداختن قرآن و بازگشت به جاهليت نويدشان مىدهد و آن را جايگزين بدى مىخواند: «بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا» (كهف/50) و چنين كارى را خسران تفسير مىنمايد: «وَ مَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِين» (آل عمران/ 85) و آنگاه پس از توضيحات ديگرى از اين واقعه، به مسئله قطعى ارث خويش از پيامبر اشاره كرده، مىفرمايد: شما پنداشتهايد كه ما ارثى نمىبريم؟ «أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُون» (مائده/50) آيا از دستورات دوران جاهليت پيروي مىكنند؟ براى مردمى كه باور دارند، چه كسى از خداوند بهتر دستور مىدهد و داورى مىكند؟

سپس مستقيما جانب خطاب را به ابوبكر نموده، مىفرمايد: «... اى پسر ابى قحافه! آيا در كتاب خداوند آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم؟ تو مطلب ناروا و سخن نامناسبى گفتهاى: «لقد جِئتَ شيئا فريّا» آنگاه به وراثت حضرت سليمان از داود عليهماالسلام اشاره فرموده، مىگويد: «وَ وَرِثَ سُلَيَْمانُ دَاوُود» (نمل/ 16) و سليمان از داود ارث برد، و به ذكر داستان يحيى بن زكريّا اشاره مىفرمايد كه گفت: «... فَهَبْ لي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوب» (مريم/ 5ـ 6)؛ پروردگارا! از سوى خودت، به جانشينى به من ببخش كه از من و از خاندان يعقوب ارث ببرد.
در ادامه، به آيات ذيل استناد مىجويد:«وَ اُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ اَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ الله» (انفال/ 75)؛ و خويشاوندان برخى نسبت به برخى ديگر در كتاب خدا مقدّم مىباشند. «يُوصِيكُمُ اللهُ فِي اَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْن» (نساء/11) و خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش مىكند كه پسر دو برابر دختر سهم ببرد و «اِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِين» (بقره/ 18) اگر مالى از خود جاى گذاشت، براى پدر و مادر و خويشاوندان به گونه خير و شناخته شده و معروف وصيت كند و اين براى پرهيزگاران كارى درست و شايسته است. و ادامه مىدهد: شما پنداشتهايد كه من بهرهاى نداشته، از پدرم ارث نمىبرم و هيچ رابطه و پيوندى بين ما نيست؛ در همين زمينه، با اقتباس از آيه 67 سوره انعام و آيه 39 سوره هود مىفرمايد: «شما خود را نسبت به عام و خاص قرآن، از پدر و پسرعمويم داناتر مىدانيد. پس (اين شما و اين فدك كه) همچون شتر مهار كشيده و بار كرده در اختيار شما باشد و روز واپسين و رستاخيز تو و آن (فدك) با هم روبهرو خواهيد شد ... «لِكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُون»؛ «مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيم»؛ هر رويدادى را جايگاهى است و به زودى خواهيد دانست كه بر چه كسى عذاب خواركننده فرود آمده، شكنجهاى پايدار وارد خواهد شد. همچون قصّه گناهكاران نوح، هم غرق مىشويد و هم عذابى جاودانه در انتظارتان است.

آن حضرت از بازگشت مردم پس از رسول خدا صلىاللهعليهوآله شكوه مىكند كه «وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَ مَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللهَ شَيْئًا وَ سَيَجْزِي اللهُ الشَّاكِرِين» (آلعمران/144)؛ محمّد صلىاللهعليهوآله فرستاده كسى است كه پيش از او نيز فرستادگانى آمدهاند. آيا گر بميرد يا كشته شود شما به گذشته خود برمىگرديد؟ و هر كس به گذشته خود برگردد هرگز زيانى به خداوند وارد نياورده است و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. و فرياد برمىآورد: «اى قوم اوس و خزرج! آيا ميراث پدرم بلعيده شود، در حالى كه شما مرا مىبينيد و صداى مرا مىشنويد و آغاز و فرجام كار به شما برمىگردد و زمام امور در دست شماست؟» و با شِكوه از پنهانكارى مردم و چشمپوشى آنان از حق و انحراف از راه راست، با استناد به آيه «اَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَ هَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ هُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِين» (توبه/13) مىفرمايد: آيا با مردمى كه پيمانهاى خود را شكسته و براى بيرون كردن پيامبر تصميم گرفتهاند نمىجنگيد، با آن كه جنگ را آغاز كردهاند؟ آيا از آنان مىترسيد با اين كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد، اگر ايمان آورده و دين را باور كردهايد؟ (1)
در ادامه بيانات تند و گزنده خطبه، حضرت زهرا عليهاالسلام رفاهطلبى و تمايل به زندگى راحت را عامل اين چرخش دانسته، مىفرمايد:«إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَ مَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ» (ابراهيم/8) اگر شما و همه كسانى كه در روى زمين زندگى مىكنند كافر شويد، بدانيد كه خداوند بىنياز و ستوده است. و با خشم اظهار مىدارد: «اين سخنان خروشى بودند كه از جان برآمد و آهى بودند كه از خشم من برخاستند و از بىتابى و توانفرسايى من حكايت مىكردند ...

آنچه را شما انجام مىدهيد پيشروى پروردگار است و او ناظر و بينا: «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ» (شعراء/227) و به زودى ستمکاران خواهند دانست به چه جايگاهى بازگشت مىكنند! و ادامه مىدهد: «من دختر پيامبر، هشداردهنده شمايم كه شما را از عذاب سرسخت پيش رويتان بيم مىداد. «فاعلَموا إِنَّا عَامِلُونَ وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُون» (اقتباس از آيات 121 و 122 سوره هود)؛ پس هر كارى مىخواهيد انجام دهيد كه ما هم كار خود را انجام خواهيم داد و چشم به راه باشيد كه ما هم منتظريم.
در اين فراز از سخن، ابوبكر با دلجويى و آرامش تلاش مىكند تا حضرت را از خشم فرونشاند و در عين حال، حكم خويش را در مورد «فدك» و اموال باقى مانده از رسول خدا ابراز نمايد؛ مىگويد: «ما آنچه را كه شما در نظر داريد، در راه خريد اسلحه و ساز و برگ جنگى خرج كردهايم تا به وسيله آنها، مسلمانان با كافران هماورد باشند.» آنگاه در اين تصميمگيرى به اجماع عموم مسلمانان تكيه كرد و از اين كه نمىتواند خلاف دستور پيامبر كارى كند و بايد اين اموال به ولىّ پس از وى سپرده شود، از اموال شخصى خويش پيشكش كرده، مىگويد: در آنچه در اختيار شخص من است و از اموال من به شمار مىرود، هر دستورى كه بفرماييد اجرا مىشود. آيا شما صلاح مىدانيد كه من در اين مورد، خلاف پدرت حضرت رسول صلىاللهعليهوآله عمل كنم؟
در اين هنگام، حضرت زهرا عليهاالسلام به خروش آمده، مىفرمايد: «سبحان الله! ... هيچگاه رسول خدا از كتاب خدا روىگردان و نسبت به احكام او مخالف نبود، بلكه پيرو قرآن و سورههاى آن بود. آيا شما با نيرنگ و فريب، اجماع كرده، بهانهاى دروغين بر او بستهايد؟» و سپس به قرآن اشاره نموده، مىفرمايد: «اين كتاب خدا، كه داورى دادگر است و بيان آن حل و فصل مىكند، مىفرمايد: درخواست زكريّا از خداوند آن بود كه به او فرزندى بدهد و گفت: «يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوب» (مريم/6) و «وَ وَرِثَ سُلَيَْمانُ دَاوُود»(نمل/16) آن فرزند وارث من و آل يعقوب باشد و سليمان از داود ارث برد.

بنابراين، خداوند متعال در آنچه توزيع و تقسيم كرده، سهم هر كسى را تعيين و مقدار واجب و حتمى از ميراث را مشخص ساخته است. سهم پسران و دختران را به گونهاى واضح و روشن بيان داشته، بهانهجويى ياوهسرايى را باطل ساخته و از بدگمانى و شبهه افراد وامانده در آينده جلوگيرى نموده است. نه، چنين نيست: «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُون» (يوسف/18)؛ بلكه شما خودتان را گول زده و نفوس شما كارى (قبيح) را برايتان با جلوهاى زيبا نمايش دادهاند. و من بردبارى و صبرى نيكو خواهم كرد و بر آنچه شما توصيف مىكنيد، از خداوند كمك مىجويم.»
در اينجا نيز ابوبكر به اين بهانه كه خلافت را مردم به گردن وى انداختهاند و بر آنان مستبدّانه حاكم نشده، مسلمانان را به داورى بين خود و حضرت فرامىخواند.
حضرت در آخرين فراز، با دلى آكنده از غم، مردم را به تدبّر در قرآن فراخوانده، مىفرمايد: «اى مردم كه شتابان به گفتار باطل روى آورده، كار زشت زيانبار را با ديده اغماض نگريسته، آن را پذيرفتهايد! «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»(محمد/24) آيا در قرآن انديشه نمىكنند (نمىكنيد) يا اين كه بر دلهايشان (دلهايتان) قفل است؟ نه چنين است، «بَل رَانَ عَلى قلوبِكم» (اشاره به آيه 14 مطفّفين)، بلكه كارهاى زشتتان بر دلهايتان نقش بسته، گوشها و چشمهايتان را فراگرفته است. به چه جاى بدى برگشتيد و به چه وضع بدى گرفتار شدهايد! به چيز بدى اشاره كردهايد و به معاوضه نامناسب و بدى رضا دادهايد! به خدا سوگند! هنگامى كه پردهها به يك سو زده شوند بارش را سنگين و پيامدش را خطرناك خواهيد يافت و زيان و ضرر به دنبال خواهد داشت.

سپس در آخرين فرمايشهاى خويش، با تكيه بر دو آيه از قرآن كريم، مىفرمايد: «وَ بَدَا لَهُم مِنَ اللَهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ»(زمر/47)؛ «وَ خَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُون» (غافر/78)؛ و از پروردگارتان آنچه را كه حساب نمىكرديد و به ذهنتان نمىآمد، برايتان آشكار خواهد شد و در آن هنگام، آنها كه بر باطل هستند، زيان خواهند ديد. و در انتها، با سرودن اشعارى خطاب به رسول خدا صلىاللهعليهوآله، به منزل برگشت. (2)
در اين گفتوگو، حقخواهى و ادعاى مالكيت زمينى مطرح است كه غصب آن نقطه آغاز حمله به شخصيت معنوى و مادى اهل بيت عليهمالسلام بود و نشان از موضعگيرى مستبدّانه خليفه چند روزه در برخورد با هر نوع مخالفت در مقابله با خلافت جديد داشت و از اينرو، قدرتمندترين و سرشناسترين مخالفان به عنوان اولين مقابلهگران سقيفه را انتخاب كرد تا همه مسلمانان پس از آن عبرت گرفته، توان هر نوع سركشى و تمرّدى را از دست بدهند. بدينروى، حضرت زهرا عليهاالسلام به عنوان مدافع امامت حضرت على عليهالسلام و حق ارث خويش، بايد به چيزى استناد كند كه فصلالخطاب همه رويارويىها بوده و غير قابل انكار باشد. او به قرآن مجيد استناد كرده، مضمون كامل كلام را در اقتباس يا استشهاد از آيات برمىگزيند و اين، هم به معناى اعلام يك رويارويى باطنى و درونى با عنصر حكومتى حاضر است و هم به معناى كشف موضوع پشت سر انداختن قرآن توسط حاكمان وقت، و همه مسلمانان را به تأمّلى سخت بر تفسير مجدّد آيات دعوت مىنمايد.
علاّمه سيد شرف الدين در تحليل مفصّلى از اين خطبه، به رموز تفسيرى آن پرداخته، چگونگى تفسير هر يك از آيات مطرح شده را بيان مىنمايد. وى در بخشى از اين تبيين آورده است: «ببينيد چگونه در آغاز، بر اثر گذاردن پيامبران، به دو آيه مربوط به داود و زكريّا عليهماالسلام، به صراحت در ارثگذارى آن دو استدلال مىكند، و به جان خود سوگند كه آن حضرت بر خلاف ديگر كسانى كه مدتها پس از نزول قرآن پا به عرصه گيتى نهادهاند، ارث را در اين آيات شريفه مربوط به ارث حكمت و پيامبرى دانسته، نه ارث در اموال، و معناى مجازى را بدان دليل بر معناى حقيقى مقدّم داشته كه نسبت به فهم آيات قرآن داناتر و اعلم بوده كه اگر اين تصرف و دخالت در معناى حقيقى لفظ بدون دليل جايز بود، ابوبكر و يا ديگر كسانى كه در آن روزها طرفدار او بودند نيز مىتوانستند بدينگونه پاسخ حضرت زهرا عليهاالسلام را بدهند؛ با اين كه آنان چنين پاسخى را به آن حضرت ندادند. علاوه بر اين، در اينجا قرائت ديگرى نيز موجود است كه مىگويد: مقصود از ارث، ارث در اموال است.»(3)

پس از استدلال به آيات مربوط به ارث پيامبران، حضرت به عموم آيات مربوط به ارث و عموم آيه «وصيت» استدلال نموده و تخصيص اين آيات را بدون دليل شرعى از كتاب و سنّت، كارى زشت برشمرده، با لحن و بيان كوبندهاى اين تخصيصِ بىجهت را بر آنان ايراد گرفته، چنين فرمود: «آيا خداوند درباره شما آيه مخصوصى نازل كرده كه پدرم را با آن آيه از اين عموم خارج كرده باشد.» و با اين استفهام انكارى، وجود مخصّص را در قرآن مجيد نفى كرده، آنگاه مىفرمايد: «و يا آن كه شما از پدرم و از پسرعمويم، در فهم عموم و خصوص قرآن آگاهتر و داناتريد؟»
با اين پرسش توبيخى، وجود مخصّص را در سنّت، بلكه مطلق وجود مخصّص را منتفى دانسته است؛ زيرا اگر مخصّصى وجود مىداشت رسول خدا و يا جانشين آن حضرت به او فهمانيده، بيان مىكردند و نمىتوان گفت كه آنان نمىدانستند و از وجود مخصّص خبر نداشتند و يا در بيان اين مسئله به آن حضرت كوتاهى كردهاند؛ زيرا در آن صورت، تفريط و اهمال در بيان حكم الهى و كتمان حق و وادار كردن به جهل و در معرض بازداشتن او از جدال و درگيرى و كينهتوزى و دشمنى بىجهت و بيهوده لازم مىآيد كه همگى اينها در مورد پيامبران الهى و جانشينانشان محال و ممتنع مىباشند.»
وى سپس نتيجهگيرى نموده، مىگويد: «براى حضرت زهرا، فقط يك راه و يك سخن باقى مانده است كه با گفتن آن كلمه، غيرت آنان را برانگيخت و با بلاغت و رسايى هرچه تمامتر در گفتارش، جوش و خروش در آنان ايجاد كرد و آن جمله اين بود كه فرمود: "... يا اين كه مىگوييد: اهل دو آيين از يكديگر ارث نمىبرند!" كه مىخواست با اين جمله، بفهماند عموم آيه ارث با آنچه شما ادّعا مىكنيد، تخصيص نمىخورد، مگر اين كه بخواهيد به جمله آن حضرت كه فرمود: "اهل دو ملت و دو آيين مختلف از يكديگر ارث نمىبرند." استناد كنيد و بنابراين، آيا به چنين كلامى لب مىگشاييد و چنين جملهاى را خواهيد گفت؟ آيا مىتوانيد بگوييد كه من از امّت اسلامى نيستم و در زمره مسلمانان به شمار نمىآيم و از اين نظر، حق ارث ندارم و با اين حساب، براى كار خود، كه مرا از ارث محروم ساختهايد، حجت و دليلى داريد كه در اين صورت، بايد گفت: «اِنّا لِلّه و اِنّا اِليهِ راجعونَ».»(4)

علاّمه امينى نيز در تحليلى از اين خطبه، بر آيات وارد شده تفسيرى نمودهاند كه «معلوم است كه حقيقت ميراث عبارت از انتقال مال موروث به وارث پس از مرگ او به حكم خداوند متعال است. حمل آيه بر علم و نبوّت ـ چنان كه اهل سنّت انجام دادهاند ـ بر خلاف آيه شريفه است؛ زيرا نبوّت و علم به ارث نمىرسند. نبوّت داير مدار مصالح عمومى است و از روز نخست آفرينش، در پيشگاه پروردگار مشخص و معيّن گشته و خداوند داناتر است كه رسالت و مأموريت خود را در چه كسى و در چه جايى قرار دهد؛ نسبت و وراثت دخالتى در آن ندارد. همانگونه كه دعا و درخواست از خداوند اثرى براى گزينش و اختيار الهى ندارد، علم نيز متوقف بر آموزش و فراگيرى است و مربوط به كسى مىشود كه خود را در معرض آن قرار دهد.
علاوه بر اين، زكريّا عليهالسلام از خداوند درخواست كرد كه از فرزندانش كسى را وارث او قرار دهد كه وجود وى مانع و حاجب از ديگر افراد خويشاوند و فاميل و پسر عموهايش باشد و اين ممنوعيت تنها با ميراث اموال مناسبت دارد و معنا ندارد كه بخواهد موالى و خويشاوندانش را از علم و نبوّت مانع شود.
وى در ادامه مىگويد: «نكته ديگر اين كه شرط كرد كه اين ولى و وارث مورد پسند باشد، در آنجا كه گفت: «واجعلهُ ربِّ رضيا»،(مريم/6) و اين درخواست پسنديده بودن با نبوّت و رسالت سازگار نيست؛ زيرا عصمت و تقدّس در ويژگىهاى نفسانى و ملكات روحى هيچگاه از پيامبران جدا نيست و بنابراين، درخواست اين خصوصيت بىمعنا و بيهوده است.
... و اما اين كه حكم مخصوص حضرت رسول باشد، اين سخن مستلزم آن است كه عموم آيات ارث را تخصيص بزنيم؛ مانند آيات «يُوصِيكُمُ اللهُ فِي اَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْن» (نساء/11)؛ «وَ أُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ الله» (انفال/75)؛ «إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوف.» (بقره/180)
قرآن مجيد را جز با دليل ثابت و مسلّم نمىتوان تخصيص زد و خبر واحدى كه عمل به ظاهر آن به خاطر مخالفتش با سيره تمام پيامبران گذشته امكان ندارد، نمىتواند مخصّص عموم آيات ارث باشد.(5)
ابن ابى الحديد نيز ضمن ذكر رواياتى مىنويسد: «مردم مىپندارند كه نزاع فاطمه با ابوبكر در دو چيز بوده: در ميراث و در نحله. من در احاديث يافتم كه آن حضرت در مسئله سومى با او نزاع داشته و ابوبكر او را از آنها نيز منع كرده بود كه عبارت بود از سهم ذوى القربى.»(6)
علاّمه مظفّر در دلائل الصدق آورده است: «حضرت زهرا حق چهارمى نيز داشت كه مربوط به خمس غنايمى بود كه پس از پيامبر حادث مىگرديدند؛ چون ابوبكر، همانگونه كه خمس اهل بيت عليهمالسلام را ـ كه در زمان رسول خدا (مانند خمس خيبر) مالك شده بودند ـ گرفته بود، آنها را از خمس غنايمى كه پس از آن حضرت حادث شده بود نيز منع كرد و حضرت زهرا عليهاالسلام درباره آنها نيز با او به نزاع پرداخت و اخبار در اين مورد بسيارند.»(7)
پينوشتها:
1- علاّمه مجلسى ذيل اين بخش از خطبه مىفرمايد: «در بين مفسّران مشهور است كه اين آيه درباره آن عده يهوديانى نازل شد كه پيمان خود را شكستند و با احزاب همكارى كردند و تصميم گرفتند حضرت رسول را از مدينه بيرون كنند و به پيمانشكنى و جنگ پرداختند.» و ادامه مىدهد: «همچنين گفته شده است كه درباره مشركان قريش و اهالى مكّه نازل شده كه پيمان خود را با پيامبر و مؤمنان، كه قرار گذاشته بودند با دشمنان آنان همكارى نكنند (صلح حديبيه)، شكستند و قبيله "بنىبكر" را عليه "خزاعه" يارى كردند و تصميم گرفتند حضرت را از مكّه بيرون كنند. اينان در "دارالندوه" گرد آمدند و شيطان، كه به صورت پيرمرد نجدى بر آنان ظاهر شده بود، آنها را راهنمايى كرد ... .» در واقع، از آن زمان دشمنى و مخالفت با رسول خدا را آغاز نمودند و جنگ بدر و پيمانشكنى را از اين زمان شروع كردند.
اما مقصود حضرت زهرا عليهاالسلام از مردمى كه عهد و ميثاق خود را شكستند، يا همانهايى هستند كه در آيه شريفه از آنان نامبرده شده است كه در اين صورت، بيانكننده وجوب جنگ با غاصبان خلافت و ربايندگان حق آن حضرت است كه پيمان و عهدى را كه با رسول خدا در مورد وصيت آن حضرت و نسبت به خويشاوندان و اهل بيتش بستند، نقض كردند؛ همانگونه كه خداوند قتال با پيمانشكنان قريش را واجب فرموده بود، و يا اينكه مقصود حضرت زهرا عليهاالسلام جنگ با غاصبان حق اهل بيت عليهمالسلام است و مقصود از پيمانشكنى آنان نقض همان عهدى بود كه با رسول خدا بسته بودند كه از آن حضرت اطاعت كرده، پيرو اوامر و نواهى او باشند و در باطن با او دشمنى نكنند، اما اين عهد و پيمان را شكستند و به دستورات آن حضرت عمل نكردند و مقصود از «اخراج رسول» اخراج كسى است كه همچون پيامبر و نفس آن حضرت و جانشين او در دستورات و اوامر و نواهى است كه او را از مقام خلافت بيرون كرده، دستورات حضرت را در مورد اهل بيتش ناديده گرفتند، كه در اين صورت، ذكر آيه قرآن در ضمن فرمايش حضرت زهرا عليهاالسلام يك نحوه اقتباس از قرآن مجيد است. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 8، ص 109.)
2- قد كانَ بَعْدَكَ انباءٌ و هَنبثَةٌ لو كُنتَ شاهدها لم تكبر الخَطْبُ
انّا فقدناك فَقْدَ الارضِ و اِبلها واختَلَّ قومُك فاشْهَدْهم و قد نكبوُا
و كُلُّ اهلٍ له قربى و منزلةٌ عِند الالهِ على الاَدنَينِ مقتربٌ
اَبدَتْ رجالٌ لنا نجوى صُدورِهم لمّا مَضَيتَ و حالَتْ دونكَ التُّربُ
تجَهَّمَتْنا رجالٌ واستُخِفَّ بِنا لما فقدِتَ و كُلُّ الارضِ مَغتَصَبٌ
و كُنتَ بَدرا و نورا يُستَضاءُ به عليك تُنْزَلُ مِن ذِىالعزَّةِ الكُتُبِ
و كان جبريلُ بالآياتِ يُؤنِسنا فَقَد فُقِدْتَ فَكُلُّ الخيرِ مُحتَجِبٌ
فليتَ قبلَكَ كانَ الموتُ صادَفَنا لمّا مَضَيْتَ و حالَتْ دونَ الْكُتبُ
انّا رُزِئنا بما لم يُزْرَءْ ذُوشَجَنٍ مِن البَريّةِ لاعجمٌ و لا عَرَبٌ.
16. سيّد شرفالدين عاملى، النص و الاجتهاد، ص 103ـ 109.
17. همان.
18. عبدالحسين احمد الامينى النجفى، الغدير فى الكتاب و السنّه و الادب، بيروت، دارالكتب العربى، 1397 ق، ج 7، ص 190ـ 197.
19. ابن ابى الحديد، پيشين، ج 16، ص 230ـ 231.
20. محمّدحسن مظفّر، دلائل الصدق؛ دراسة علمية عن الدلائل، مرتضى الحكمى، قاهره، دارالعلم، 1396، ج 3، ص 75.
منبع:
مجله بانوان شيعه، ش 4، معصومه ريعان
نظریه جدید فوکویا ما در مورد شیعه
| |||
|
به گزارش خبرنگار فارس، در اين پايگاه اينترنتي فهرست نسخههاي خطي عربي، فارسي و تركي كتابخانه ملّي فرانسه، كتابخانه ملي اتريش، كتابخانه دانشگاه فرايبورگ، كتابخانه دانشگاه پرينستون، كتابخانه دانشگاه كمبريج و كتابخانه سلطنتي سنت پترزبورگ منتشر شده است. | |||
در زير بعضي از خصوصيات زندگي او را ميخوانيد :
1- او در سن يازده سالگي اولين سهم از بورس سهام را خريداري كرد و از اين متأسف است چرا زود تر اينكار را نكرده.
2- در سن 14 سالگي اولين مزرعه خود را از پولي كه از محل رساندن روزنامه به خانه ها ذخيره كرده بود خريداري كرد.
3- او هنوز در خانه كوچك سه اتاق خوابه خود در اوماها زندگي ميكند كه در پنجاه سال قبل پس از ازدواجش خريداري كرده
4- خودش اتومبيل خود را ميراند و راننده و محافظي ندارد.
5- با وجود اينكه صاحب بزرگترين شركت هواپيمائي خصوصي است هيچكاه با هواپيماي خصوصي سفر نميكند .
6- شركت او بنام شركت يوركشاير هاتاوي و داراي 63 شركت وابسته است . او فقط در سال يك نامه به اين شركت مينويسد و در آن برنامه خود را براي سال مشخص ميكند و هرگز جلسات يا سميناري برقرار نميكند و توصيه او به مديران شركت هايش اين است كه :
توصيه 1 : هرگز پول سهامداران خود را حيف و ميل نكنند .
توصيه 2- هركز توصيه اول را فراموش نكنند .
7- هرگز در انجمن ها و مؤسسات اجتماعي بزرگ شركت نميكند . سرگرمي او در اوقات فراغتش اين است كه بخانه برود و بعد از درست كردن يك كاسه بزرگ ذرت بو داده به تماشاي تلويزيون بپردازد.
8 – بيل كيتز ثروتمند ترين فرد جهان و صاحب ميكروسافت پنج سال پيش براي اولين باز تصميم گرفت با وي ملاقاتي كند و فكر ميكرد چون با وي هيچ سنخيتي ندارد براي اين ديدار فقط نيم ساعت وقت گذاشته بود ، ولي وقتي بديدن او رفت ملاقات آنان مدت ده ساعت طول كشيد و بيل كيتز از آن ببعد مرتب بديدن او ميرود .
9- هيچگاه تلفن همراه با خود ندارد و در روي ميز كارش نيز هيچ كامپيوتري وجود ندارد .
سفارش او به جوانان اين است كه :
از كارتهاي اعتباري حذر كنید و خودتان پول خود را ذخيره و از آن مراقبت نمايید. و بدانید كه :
الف – اين پول نيست كه انسان را ميسازد بلكه انسان است كه پول را ميسازد .
ب- هرچه ميتوانید ساده زندگي كنید.
ج – هرگز منتظر راهنمائي ديكران نباشید خودتان راه خود را پيدا كنید .
د – از تجملات دوري كنید و فقط چيز هائي را كه حقيقتاً نياز دارید خريداري كنید .
ه – نگذارید ديگران براي شما تصميم گيرندُ خود تصميم بگيرید چون اين زندگي متعلق بخودتان است .
آيا میدانستید ؟
· که تقريباً ٣٠٠ متر مكعب گاز هليم میتواند يك انسان را از روي زمین بلند كند
· آيا میدانستید که كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا میخورند
· آيا میدانستید که تیز پروازترين حیوانات جهان پرندگانی هستند كه پرستوك دم خاردار « نامیده میشوند » ، كه در آسیا زندگي میكند پرستوك قادر است با سرعتي بیش از صد و شصت كیلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترين میزان سرعت يك قطار سريع السیر رقابت كند
· آيا میدانستید که كره مريخ با سرعت ٢۴٠ كیلومتر درساعت به دور خورشید میچرخد
· که ھرچه از مركز زمین فاصله بگیريم نیروي جاذبه كمتر مي شود، در نتیجه وزن كاھش مي يابد ، وزن فردي که در خط استوا ايستاده از وزن ھمین شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زيرا در خط استوا زمین بر آمده تر و در قطب ھموارتر است اين تفاوت وزن حدود پنج درصد است
· که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه ھزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند
· كه رشد كودك در بهار بیشتر است
· که يك چهارم خاك روسیه در سال پوشیده از برف است
· حس بويايي مورچه با حس بويايي سگ برابري میكند
· که هورمون - PYY مسئول چاقي است . در تحقیقات مشخص شده است که میزان اين ھورمون در افراد چاق يک سوم افراد معمولي است و چنانچه اين هورمون به افراد چاق تزريق شود اشتهاي انان کاهش مي يابد
· كه موش دو پا افريقائي ، بي آنکه سرش را برگرداند ، مي تواند پشت سرخود را ببیند اين جانور از میدان ديد برابر سیصد و شصت درجه ، برخوردار است
· که زمان بارداري فیل به ٢ سال مي رسد
· که جنگ جهاني دوم خونین ترين جنگ بوده كه در آن حدود پنجاه و شش میلیون نفر جان باختند
· که مساحت سطح کره زمین۵١۵ میلیون کیلومتر مربع است .با مقايسه با مساحت وسعت ايران میتوان نتیجه گرفت که ايران ۳۲% از سطح زمین را تشکیل میدهد
· که طولاني ترين دوران پادشاھي بر اساس مدارك تاريخي متعلق به پادشاه مصر میباشد كه تقريبا از دو ھزارو سیصد سال پیش از میلاد در زماني كه نوزادي بیش نبود تاج گذاري كرد و سلطنت او نود و چهار سال بطول انجامید
· که در حال حاضر بیش از۶ میلیون اختراع وجود دارد که توماس اديسون با ۱۰۹۳اختراع رکورد را در دست دارد
هر تكه كاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا كرد.(بصورت مساوي)
*در هرم خئوپوس در مصركه 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ بكار رفته كه ميتوان با ان ديواري اجري به ارتفاع 50 cmدر دور دنيا ساخت.
*هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است.
*بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد.
*اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلو متر ميشود.
*سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت ان در هواست.
*وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود.
*نور خورشيد فقط تا عمق 400متري اب دريا نفوذ ميكند.
*شيشه در ظاهر جامد به نظر ميرسدولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت ميكند.
*داغ ترين نقطه كره زمين در دالول اتيوپي است . در اين منطقه در يك روز عادي دماي هوا در سايه به 94 درجه فارنهايت ميرسد.
*يك ليتر سركه درزمستان سنگينتراز تابستان است.
*30برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي ميكنند در زير خاك مدفون شده اند.
*ايا ميدانيد ۶۰٪ از ماهواره هاي جهان نظامي و ۴۰٪ بقيه غير نظامي است.
*ايا ميدانيد شانس شبيه بودن دو اثر انگشت يك به 64 ميليارد است.
*اگر امواج ماوراي صوت را به قسمت محدودي از فضا كه در ان گرد و غبار و يا ذرات دود سيگار موجود باشد بتابانيم اين ذرات با سرعت رسوب ميكنند.
*ايا ميدانستيد درجه حرارت بالاترين قسمت يك شعله به 1540 درجه ميرسد در حاليكه پايين ترين قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد.
*ايا ميدانستيد كه معني لغت كانادا به زبان سرخ پوستي يعني روستاي بزرگ.
*ايا ميدانستيد كه قد انسان تا ۲۰, ۲۵ و گاها تا ۴۰ سالگي بلند ميشود و از چهل سالگي به بعد قد
انسان هر دو سال حدود شش ميلي متر كوتاه ميشود.
*آيا ميدانستيد كه فقط با از دست دادن يك در صد از آب بدن ، احساس تشنگي ميكنيم.
*آيا ميدانستيد كه در حدود يك سوم سرطانهايي كه در نهايت منجر به مرگ ميشوند با آنچه كه ميخوريم در ارتباط هستند.
*آيا ميدانستيد كه تنها موادي كه داراي يكي از عنصرهاي آهن, كوبالت يا نيكل باشند جذب اهن ربا ميشود.
*ايا ميدانستيد كه مغز شما وقتي خواب هستيد فعاليتش بيشتر است از وقتي كه در حال تماشاي تلويزيون هستيد.
*آيا ميدانستيد كه انگشت سبابه «نشان» از ساير انگشتان دست حساستر است.
*آيا ميدانستيد كه ملكه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذكر خود مي باشد.
*ايا ميدانستيد چيتا يا يوزپلنگ سريعترين حيوان خشكي است . او در عرض فقط 3 ثانيه تا 100 كيلومتر در ساعت سرعت مي گيرد. ركوردي كه حتي سريعترين خودروهاي فراري هم نتوانسته اند بشكنند.
*طبق آمار صندوق بين المللي پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام اول قرار دارد.
*آيا ميدانستي كه در هر شبانه روز تقريبا هيجده هزار ليتر خون در بدن به جريان انداخته ميشود و اين كار عظيم را قلب به تنهايي عهده دار است.
*ايا ميدانستيد كه شمار تلفات جاني در جنگ جهاني دوم كه بين سالهاي 1939 تا 1945 بود، بيش از بيست و شش ميليون نفر بود.
*آيا ميدانستيد كه تقريبا 300 متر مكعب گاز هليم ميتواند يك انسان را از روي زمين بلند كند.
*آيا ميدانستيد كه كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا ميخورند.
*آيا ميدانستيد كه تيز پروازترين حيوانات جهان پرندگانياند كه «پرستوك» ناميده ميشوند پرستوك دم خاردار كه در آسيا زندگي ميكند ، قادر است با سرعتي بيش از صد و شصت كيلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترين ميزان سرعت يك قطار سريعالسير رقابت كند..
*آيا ميدانستيد كه ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند.
*آيا ميدانستيد كه رشد كودك در بهار بيشتر است.
*آيا ميدانستيد كه يك چهارم خاك روسيه در سال پوشيده از برف است.
*آيا ميدانستيد حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
*جهان حدود 7/13 ميليارد سال پيش متولد شده است. فقط حدود 4درصد عالم از ماده ، به شكلي كه ما مي شناسيم تشكيل شده است ، يعني ماده معمولي كه ما مي شناسيم و در آزمايشگاه وجود دارد، فقط 4درصد كل عالم را مي سازد. 23درصد عالم را ماده تاريك سرد تشكيل داده كه دانشمندان اطلاعات خيلي كمي درباره اش دارند و 73درصد باقي مانده را انرژي تاريك عجيب تشكيل مي دهد كه تقريبا تنها چيزي كه در موردش مي دانيم ، اين است كه وجود دارد! هندسه كيهان تخت است و مشاهدات WMAP مدل تورمي را تاييد مي كند كه مي گويد: جهان با مهبانگ شروع شد و در زمان كوتاهي خيلي سريع منبسط شد و سپس آهنگ انبساطش كند شد تا به مقدار كنونيش رسيد.
*چيتا قادر است در حداكثر سرعت خود گامهايي به طول 8 متر بر دارد.
*شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند.
*عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت ميباشد.
*اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.
*كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.
*قلب ميگو در سر آن واقع است.
*گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.
*سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.
*آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.
*تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.
*تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.
*موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.
*مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد.و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند.
*جغدها قادر به حركت دادن چشمان خود در كاسه چشم نميباشند.
*80 درصد امواج مايكرو ويو تلفنهاي همراه بوسيله سر جذب ميگردد.
*قد فضانوردان هنگامي كه در فضا هستند 5 تا 7 سانتي متر بلنتر ميگردد.
*بلژيك تنها كشوري است كه فيلمهاي غير اخلاقي را سانسور نميكند.
*جليغه ضد گلوله، برف پاك كن شيشه خودرو و پرينتر ليزري همگي اختراعات زنان ميباشند.
*موز پر مصرف ترين ميوه كشور امريكا ميباشد.
*98.5 % از ژنهاي انسان و شامپانزه يكسان ميباشند.
*لئوناردو داوينچي مخترع قيچي ميباشد.
*سطح شهر مكزيك سالانه 25 سانتي متر نشست ميكند.
*ظروف پلاستيكي 50 هزار سال طول ميكشد تا در طبيعت شروع به تجزيه شدن كنند.
90% سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است.
*هرگاه جمعيت كره زمين به 100 نفر كاهش يابد، 50 % پول جهان در دست 6 نفر قرار خواهد گرفت.
*موشهاي صحرايي سالانه 1/3 منابع و ذخاير غذايي جهان را نابود ميسازند.
2/3 آدم رباييهاي جهان در كلمبيا به وقوع مي پيوندد.
2/3 اعدامهاي جهان در كشور چين بوقوع مي پيوندد.
*تمساح ها قادرند آرواره هاي خود را با نيروي 1300 كيلو گرم ببندند.
*خورشيد از لحاظ وزن از 70% هيدروژن،28% هليوم،1.5% كربن+نيتروژن+اكسيژن و 0.5% عناصر ديگر تشكيل شده است.
70% فقراي جهان را زنان تشكيل ميدهند.
*خودروسازي بزرگترين صنعت در جهان ميباشد.
*در هر 2 هفته يك زبان در جهان منقرض ميگردد.
*.گربه هاي خانگي 70% وقت خود را در خواب سپري ميكنند.
*سم مارهاي قهوه اي استراليا تا حدي مهلك ميباشد كه 0.002 گرم از سم اين مارها ميتواند يك انسان را بكشد.
*اختراع پيچ گوشتي پيش از پيچ صورت گرفت.
* توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت
*صداي اردک اکو ندارد
* چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است
*مورچه ها نمي خوابند
* الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد
* اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند
* ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند
* آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد
فرستنده : نصرالله مسعود انصاري

فاعتبروا یا اولی البصار!!
تصاویر زیر مربوط به ۵ عضو (۴ خواهر و یک برادر) یک خانواده کرد ترکیه ای می باشد که از بدو تولد بر روی ۴ دست و پا راه میروند. سن این ۵ نفر ۱۸ تا ۳۴ سال می باشد. برخی از دانشمندان نارسایی مغزی را دلیل ۴ دست و پا راه رفتن این خانواده می دانند. بنا بر نظر برخی از محققان این رفتار بیشتر به یک تکامل معکوس می ماند تا یک نارسایی مغزی. آنها امید وارند که از این طریق بتوانند نکات مبهم تکامل انسانی را دریابند

آه ازین افکار سودایی ما
آه از این آزاد زندانی ما
ما به دنیا دنی خو کرده ایم
پشت بر حق و به بد خو کرده ایم
ما برادرهای ناباب توایم
ظاهرا سرمست و بی تاب توایم
چند ساعت ما به تو پرداختیم؟
یا به ماشین های نو پرداختیم!!
ما تورا با بر رهگذر بفروختیم
بی ادب بودیم و آخر سوختیم
هرچه فرمود آن پدر: ای بچه ها
هوش دارید و بترسید از خدا
ما به خود نازیده ایم و گفته ایم:
ای پدر هشیار..نی که خفته ایم
لاجرم یوسف اسیر چاه شد
قاری قرآن اسیر جاه شد
حال گرد قصر یوسف در طواف
اشک ریزانیم گرم اعتراف
خویش را در اشتباه انداختیم
یوسف قرآن به چاه انداختیم
ای رقیم کهف حکمت هوشدار
دست از قرآن و عترت بر مدار
گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن
(مثل رود)
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
اگركسي اشتباه كردآن رابپوشان (مثل شب)
وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل
مرگ)
متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب
باش (مثل آينه )
ای برتر از قياس و خيال و گمان و وهم...
و زآنچه ديده ايم و شنيده ايم و خوانده ايم
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر...
ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم
رئيس بخش حديث دانشگاه الازهر مصر درباره روش جديد محرم شدن مرد و زن در محيط هاي اداري فتوائي داده كه پارلمان مصر را به صحنه انتقادات تند نمايندگان فراكسيون « اخوان المسلمين » به الازهر تبديل كرده است . به گزارش العربيه دكتر عزت عطيه رئيس بخش حديث الازهر فتوا داده است اگر دو همكار (يك زن و يك مرد) در يك اتاق كه درب آن توسط فردي جز آنها باز نمي شود كار مي كنند بخواهند بين آنها محرميت ايجاد شود زن مي تواند پنج بار از شير خود به همكار مرد خود بدهد و بدين ترتيب آنها با هم محرم و حضورشان در يك اتاق شرعي مي شود. براساس اين فتواي عجيب درصورتي كه اين عمل انجام شود زن مي تواند چهره و موهاي خود را به مردي كه شيرش را خورده است بنماياند. وي البته اين را هم گفته است كه چنين محرميتي بايد به صورت رسمي و كتبي ثبت شود.
وَ كَتَبَ (ص) عَهْداً لِحَيِّ سَلْمَانَ بِكَازِرُونَ هَذَا كِتَابٌ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَسُولِ اللَّهِ سَأَلَهُ الْفَارِسِيُّ سَلْمَانُ وَصِيَّةً بِأَخِيهِ «مَهَادِ بْنِ فَرُّوخِ بْنِ مَهْيَارَ» وَ أَقَارِبِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَقِبِهِ مِنْ بَعْدِهِ مَا تَنَاسَلُوا مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمْ وَ أَقَامَ عَلَى دِينِهِ.
سَلَامُ اللَّهِ أَحْمَدُ اللَّهَ إِلَيْكُمْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَنِي أَنْ أَقُولَ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ» أَقُولُهَا وَ آمُرُ النَّاسَ بِهَا وَ الْأَمْرُ كُلُّهُ لِلَّهِ خَلَقَهُمْ وَ أَمَاتَهُمْ وَ هُوَ يَنْشُرُهُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ثُمَّ ذَكَرَ فِيهِ مِنِ احْتِرَامِ سَلْمَانَ إِلَى أَنْ قَالَ:
«وَ قَدْ رَفَعْتُ عَنْهُمْ جَزَّ النَّاصِيَةِ وَ الْجِزْيَةَ وَ الْخُمُسَ وَ الْعُشْرَ وَ سَائِرَ الْمُؤَنِ وَ الْكُلَفِ فَإِنْ سَأَلُوكُمْ فَأَعْطُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَغَاثُوا بِكُمْ فَأَغِيثُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَجَارُوا بِكُمْ فَأَجِيرُوهُمْ وَ إِنْ أَسَاءُوا فَاغْفِرُوا لَهُمْ وَ إِنْ أُسِيءَ إِلَيْهِمْ فَامْنَعُوا عَنْهُمْ وَ لْيُعْطُوا مِنْ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ فِي كُلِّ سَنَةٍ مِائَتَيْ حُلَّةٍ وَ مِنَ الْأَوَاقِي مِائَةً فَقَدِ اسْتَحَقَّ سَلْمَانُ ذَلِكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ.»
ثُمَّ دَعَا لِمَنْ عَمِلَ بِهِ وَ دَعَا عَلَى مَنْ أَذَاهُمْ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
سلام خدا بر شما. ستايش ميكنم خدا را. همانا خداوند متعال به من امر كرد كه بگويم: «هيچ معبودي جز الله نيست. او يكتاست و شريكي ندارد.» من نيز اين سخن را گفته و مردم را به آن امر نمودم. تدبير همهي امور عالم متعلق به خداست. او انسانها را خلق كرد و آنها را ميميراند و آنها را برخواهد انگيخت و به سوي او برخواهند گشت.
پيامبر اسلام (ص) آنگاه در اين نامه مطالبي را در احترام و تجليل از شخصيت سلمان فارسي ذكر كرد تا اينكه فرمود:
من از خانوادهي سلمان ذلت در پرداخت جزيه، پرداخت جزيه، خمس، ماليات و ساير هزينهها و تكاليف مالي را رفع نمودم.
پيامبر (ص) امر كرد كه اگر خانوادهي سلمان چيزي از شما خواستند به آنها عطا كنيد و اگر نزد شما دادخواهي كردند به داد آنها برسيد و اگر به شما پناه آوردند به آنها پناه دهيد و اگر خطايي مرتكب شدند از خطاي آنها درگذريد و اگر بدي به آنها شد مانع شويد و هر سال از بيت المال مسلمين دويست جامه و صد اواقي به آنها عطا كنيد. به تحقيق سلمان از جانب رسول خدا مستحق چنين عنايتي شد.
سپس رسول خدا براي كسي كه به اين عهد عمل كند دعا و كسي كه آنها را بيازارد نفرين كرد. كتابت اين نامه را اميرالمؤمنين علي (ع) بر عهده داشت.
(بحارالأنوار ج : 18 ص : 135و 134- المناقب ج : 1 ص : 111)
تو ناظر هستی به من!!
شهادت لیله القدر هستی... تسلیت باد
« دُرّ عفاف »
هفت گردون را،یگانه شمس اظهرفاطمه(س) است
کهکشان راه دین را بدر انور فاطمه(س) است
دُرّ دریای کرامت گوهر بحر عفاف
بحر هستی را فقط یکدانه گوهر فاطمه(س) است
شاخ طوبای نبوّت گوهر آویز است از او
بر گلستان ولا صد برگ احمر فاطمه(س) است
گلشن ختم رُسل را گلبن حجب حیاست
ارغوان و یاس و نسرین پیمبر فاطمه(س) است
نزد اصحاب کساء چون جان شیرین جاگرفت
رکن ایمان را گرامی شاخه و بر فاطمه(س) است
هردو عالم را به یمن مقدمش آراستند
زیب هستی جان نثار راه داور فاطمه(س) است
جان شیرین پدر امّ ابیها شد خطاب
حافظ دین خدا همراه همسر فاطمه(س) است
مهربان یار، وصی خاتم پیغمبران
غمگسار و یاور سقّای کوثر فاطمه(س) است
بیاد پدر....
آنکه دستگیری برای خدا را به ما آموخت!!
او تا کنون پنج بار به اتهام توهین به جمعیت مسلمان فرانسه محاکمه شده است.
بریژیت باردوی هفتاد وسه ساله فرانسوی تا کنون چهار بار به جرم فعالیتهای تحریک آمیز برای ایجاد نفرت نژادپرستانه و همچنین اظهارات ضد اسلامی و ضد مسلمانان مجرم و به پرداخت جریمه محکوم شده است.
خانم باردو پس از کناره گیری از صنعت سینما در دهه 1970 به انجمنهای دفاع از حقوق حیوانات پیوست و به یکی از سرشناس ترین فعالان حقوق حیوانات تبدیل شد.
او همچنین به اظهارنظر و موضعگیری های تند علیه جمیعت مسلمان فرانسه شهرت دارد.
این بار او به خاطر نامه ای محاکمه شد که سال گذشته در انتقاد از عید قربان مسلمانان به نیکولا سارکوزی وزیر کشور آن زمان و رئیس جمهور کنونی فرانسه، نوشت.
در این نامه که بعدها از سوی بنیاد بریژیت باردو هم منتشر شد آمده بود وی از حضور و تأثیر مسلمانان در کشورش خسته شده است و مسلمانان را باعث ویرانی فرانسه می داند.
بریژیت باردو در این نامه از رسم قربانی کردن گوسفندان و دیگر احشام در مراسم عید قربان انتقاد کرده و نوشته بود فرانسه را کسانی اشغال کرده اند که گوسفندان را قتل عام می کنند، علیه همجنسگرایان کتاب منتشر می کنند و مهاجرت غیرقانونی و بیکاری را رواج می دهند.
خانم باردو در آن نامه از مسلمانان خواسته بود قبل از ذبح احشام به آنها داروی بی حسی تزریق کنند.
به دنبال انتشار این نامه، یکی از گروههای ضد نژادپرستی در فرانسه از این هنرپیشه به دادگاه شکایت کرد.
دادیاری که این بار به پرونده بریژیت باردو رسیدگی و علیه او اقامه دعوی کرد گفته بود که از محاکمه پی در پی او به خاطر اظهارات خصمانه اش علیه مسلمانان و فعالیتهایش در جهت ترویج نژادپرستی خسته شده و این بار به دنبال مجازات سنگین تری برای اوست.
فرانسه اقامتگاه پنج میلیون مسلمان است که هشت درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و بزرگترین جامعه مسلمان اروپا محسوب می شوند.
قوانین ضد نژادپرستی در فرانسه مانع ترویج فعالیتهای تحریک آمیز نژاد پرستانه است و با هر گونه فعالیت علیه ادیان در این کشور مقابله می شود.
مهدی آیت الله زاده اردبیلی
صفر در ریاضیات باطن هستی اعداد است و در مقوله ریاضیات اعداد بهصورت مثبت و منفی از
صفر بهوجود میآیند و یا از بین میروند؟
ناظری که فقط یک طرف هستی را میبیند، از طرف دیگر هستی بی خبر است. ناظری که تنها
اعداد مثبت را میبیند، از وجود اعداد منفی بی خبر است. از منظر نگاه او اعداد منفی ناپدیدند و یا
هیچ انگاشته می شوند. برعکس ناظری که فقط اعداد منفی را میبیند، از وجود اعداد مثبت بیخبر
است و از دید او اعداد مثبت ناپدیدند و یا هیچ به حساب میآیند. اما ناظری که بهجای تمام ناظران
متضاد هستی در نظر گرفته میشود، یکتانگر است و از دید او اعداد مثبت و منفی از صفر بهوجود
میآیند و در یک روند قانونمند از بین میروند، این ناظر بهعبارتی ناظر صفر هستی نامیده میشود.
بنابراین ناظر صفر فرایند کلانی را نظارهگر است که براساس آن، صفر به مجموعه صفرها تجزیه شده و
سپس از صفری جفت اعداد مثبت و منفی بهوجود میآیند و سرانجام به دو هستی متضاد، یکی
مجموعه اعداد منفی و دیگری مجموعه اعداد مثبت تجزیه میشوند.
یعنی از عالم صفر، دو عالم متضاد هستی اعداد مثبت و منفی بهوجود میآیند که حالت تقارن کامل
اعداد جبری است و این فرایند بهصورت معکوس انجام میشود. بهطوریکه جزءهای مثبت و منفی
دو عالم متضاد اعداد جفت شده و مجموعه جفتهای متضاد اعداد را بهوجود میآورند و درنهایت تمام
اعداد صفر شده و نابود میشوند.
نقطه در هندسه
نقطه هندسی باطن هستی اشکال است و بعد ندارد ولی فصل مشترک تمام ابعاد در تمام جهات
است. اما در ظاهر هر نقطه منشأ پیدایش تمام تمام اشکال هندسی است. بهطوریکه تمام خطوط و
سطوح و حجمها در جهات متضاد از مجموعه نقاط تشکیل یافته است.
بنابراین ناظر صفر میبینید که در فضای تهی، نقطه به مجموعه نقاط تجزیه شده و سپس از هر
مجموعه نقاط، جفت خطوط و سطوح و حجمها در جهات متضاد بهوجود میآیند و بالاخره به دو هستی،
یکی به مجموعه خطوط و سطوح و حجمهای مثبت و دیگری به مجموعه خطوط و سطوح و حجمهای
منفی تجزیه میشوند. یعنی در فضای تهی از نقطه، دو فضای متضاد مثبت و منفی بهوجود میآیند.
این حالت تقارن کامل اشکال هندسی و نقطه برگشتپذیر است. از اینجا به بعد برعکس روند پیش گفته
رخ میدهد و اشکال هندسی از بین رفته و به عالم نقطه در فضای تهی تبدیل میشوند. نتیجه
اینکه در فضای تهی، از نقطه دو فضای متضاد مثبت و منفی اشکال در جهات مختلف بهوجود آمده و
از بین میروند. خواص متضاد و نابودی خواص متضاد از خاصیت صفر هستی یا نیستی ناشی میشوند.
اگر دو چیز درهم ادغام شده و یک چیز واحد را تشکیل دهند، خواص متضاد آنها صفر شده و ناپدید
میشوند، اما وقتی یک چیز واحد از هم جدا میشوند، به دو چیز جزئی با خواص متضاد تبدیل میشوند.
در پیدایش خواص متضاد الکتریکی، ذره الکترون با خاصیت بار الکتریکی منفی در مقابل ذره پروتون با
خاصیت بار الکتریکی مثبت بر اثر متلاشی شدن ذره نوترون با بار الکتریکی صفر (خنثی) پدیدار میشود.
برعکس در نابودی خواص متضاد الکتریکی اگر دو ذره الکترون منفی و پروتون مثبت درهم ادغام و یکی
شوند، تبدیل به ذره نوترون با خاصیت الکتریکی صفر میشود.
نتیجه اینکه از خاصیت صفر، دو خاصیت متضاد هستی بهوجود میآیند و برعکس از ترکیب آنها دو
خاصیت متضاد از بین رفته و به صفر تبدیل میشود. اگر پس از شکافته شدن ذره نوترون به دو ذره الکترون
و پروتون که بین آنها فاصله افتاده و خلأ ایجاد میشود، این دو ذره الکترون و پروتون را با هم ذره واحدی
با خاصیت جدید اتم هیدروژن بنامیم، در این حال نیز بار الکتریکی اتم هیدروژن صفر است.
ولی اگر جسمی به جرم M را مستقل در نظر بگیریم، نیروهای عمل و عکسالعمل در آن مشاهده
نمیکنیم و نتیجه نیروهای وارد بر آن از طرف خود جسم صفر است. اما اگر جسم به جرم M را به
دو جسم و به جرمهای m1 و m2 جدا از هم تجزیه کنیم، بهطوریکه بین آنها فاصله بیفتد و خلأ
ایجاد شود، در این صورت پیدایش نیروی گرانشی در جسم اول بهنام نیروی عمل F1 در مقابل پیدایش
نیروی گرانشی در جسم دوم بنام نیروی عکسالعمل F2 از نیروی صفر (نیرویی که قبلا بهنظر نمیرسید)
میباشند و اگر مجموع دو جسم به جرمهای m1 و m2 را که از هم فاصله گرفتهاند، جسم جدیدی
به جرم (M=m1+m2) بدانیم، در این صورت با خاصیت نیروی آن صفر شده در نیروهای عمل و
عکسالعمل ناپدید میشوند.
طبق آزمایش یانگ در نوارهای تاریک امواج نورانی متضاد با دامنههای متقارن وجود دارد که درنتیجه
انرژی نورانی صفر شده و از نظرها ناپدید میشوند. میتوان گفت که از دو نوع انرژی نورانی تکرنگ
و یکسان با دامنههای متضاد، انرژی صفر یا تاریکی بهوجود میآید، برعکس از تجزیه تاریکی، دو
نوع انرژی نورانی با دامنههای متضاد ایجاد میشوند.
براساس پیشگفتههای فوق میتوان نظریه صفر را چنین بیان کرد: پیدایش هستی هر چیز برمبنای
صفر (نیستی) با خواص معینی برای رسیدن به مقدار ثابت معین (بقاء) درنهایت به صفر (نیستی)، در
مقابل پیدایش هستی چیز دیگری از صفر «نیستی» با خواص معین برای رسیدن به مقدار ثابت
معین (بقاء) درنهایت به صفر (نیستی) تعریف میشود. قطعا قانون معینی بین آن دو چیز (پدیده)
و خواص آنها وجود دارد. بهطوریکه در هر حال نتیجه کلی پیدایش آن دو چیز (پدیده)، صفر (نیستی)
است. عبارت هر چیز دلالت بر ماده و غیرماده میکند.
ناظری که با تفکر صفر با کل زوایای دید مثبت و منفی به هستی نگاه میکند، تمام جوهرهای مثبت
و منفی را با یک قانون صفر هستی میبیند و «ناظر صفر» نامیده میشود، بنابراین «ناظر صفر»
ناظری است که تمام هستی را یکجا میبیند که با تمام جوهرهای هستی متضاد به کمک هم
از صفر بهوجود میآیند و به مقدار ماگزیمم میرسند و نابود میشوند.
وقتی n ذره با جرم m در بینهایت نزدیک به نقطه صفر مرکز پیدایش جهان هستی متمرکز باشند
باید جرم بیشتر ذرات به انرژی تبدیل شوند تا این ذرات در حوالی نقطه صفر در داخل هم قرار بگیرند،
این انرژی بسیار عظیم را انرژی آیت EA مینامند.
بنابراین جرم اغلب ذرات بینهایت نزدیک به نقطه صفر از بین رفته و برای نگهداری آنها فقط انرژی
آیت EA مورد نیاز است. به همین ترتیب ضدجرم اغلب ذرات مقابل در بینهایت نزدیک به نقطه صفر از
بین رفته و برای نگهداری آنها فقط به ضدانرژی آیت EA لازم است. انرژی و ضدانرژی آیت خودبهخود
بهوجود نیامدهاند، بلکه به کمک یکدیگر از انرژی صفر ایجاد شدهاند.
در فیزیک امروزه پیدایش جهان هستی را طبق رابطه انیشتین E=mc2 از انرژی و جرم میدانند که
به یکدیگر قابل تبدیلاند و بقیه خواص فیزیکی به یک نحوی با انرژی رابطه دارند چون تقارنی برای
جرم و انرژی نمیدانند. بنا بر این تقارن در پیدایش جهان هستی شکسته میشود زیرا در فیزیک
امروزی بررسی کردن قوانین یک طرف هستی بدون در نظر گرفتن طرف دیگر هستی ناقص است.
طبق اصل بقا انرژی نسبیتی کل E=mc2=k+mc2 مجموع کل جرم و انرژی موجود در عالم ماده را
ثابت میدانند و این اصل یعنی بررسی قوانین مربوط به یک طرف هستی است که تقارن ندارد.
برای تکمیل آن میتوان از نظریه صفر استفاده کرد و تقارنی به آن داد.
برای کامل کردن اصل بقاء انرژی نسبیتی کل انیشتین طبق نظریه صفر باید سه اصل دیگر نیز به
آن اضافه کرد. بنابراین از نظر ناظر صفر پیدایش جهان هستی بهصورت چهار اصل زیر است:
اصل اول: اصل بقاء جرم و انرژی در عالم ماده :
جرم و انرژی در عالم ماده به خودی خود بهوجود نمیآیند و بهخودی خود از بین نمیروند بلکه به کمک
ضدجرم و ضدانرژی از صفر بهوجود آمده و از بین میروند، بهطوریکه مجموع کل جرم و انرژی موجود
در عالم ماده مقداری است ثابت و میتوانند به یکدیگر تبدیل شوند.
اصل دوم:اصل بقاء ضدجرم و ضدانرژی در عالم ضدماده:
ضدجرم و ضدانرژی در عالم ضدماده به خودی خود بهوجود نمیآیند و از بین نمیروند بلکه به کمک
جرم و انرژی از صفر بهوجود میآیند و از بین میروند بهطوریکه مجموع کل ضدجرم و ضدانرژی موجود
در عالم ضدماده مقداری است ثابت و میتوانند به یکدیگر تبدیل شوند.
اصل سوم: اصل نیستی (عالم غیب):
عالم نیستی یا غیب عالم واحدی است که در یک نقطه هندسی تمام ذرات متضاد دو عالم ماده با
خاصیت معین و ضدماده با خاصیت معین در این نقطه ادغام شده و یک ذره متمرکز با خاصیت معین
در این نقطه ادغام شده و یک ذره متمرکز با خاصیت صفر است.
اصل چهارم: اصل هستی:
هنگام بهوجود آمدن هستی از عالم نیستی تمام ذرات متمرکز در یک نقطه با خاصیت صفر بهنام
نقطه صفر شناخته شده و دو عالم متضاد هستی یکی عالم ماده با اصل بقاء (جرم و انرژی) برای
ذرات عالم ماده و دیگری عالم ضدماده با اصل بقاء (ضدجرم و ضدانرژی) برای ضدذرات عالم ماده
بهوجود آمدهاند.
چون ما در جهان ماده هستیم و پس از شناخته شدن جهان هستی از عالم ضدماده دور شدهایم از
وجود عالم ضدماده بیخبریم، اما امکان پخش ذرات ضدماده در اثر برخورد با زمین و یا سیارات دیگر
از اصل بقاء جرم و انرژی پیروی نکردهاند، اینگونه مشاهدات وجود عالم ضدماده را خبر میدهد، به
طوریکه دانشمندان نباید از مطالعه عالم ضدماده غافل بمانند.
برگزیده از روزنامه همشهری
ما غایبیم تو حاضر
ما خفته ایم تو ناظر
زمان رسید به آخر
بازآ که در فشاریم
از دیده اشکباریم
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از آسوشيتدپرس از ريودوژانيرو برزيل، مقامات اين كشور جمعه اعلام كردند كه اين كار اقدامي براي جلب توجه جهانيان به اين افراد و تهديداتي است كه اين انسانهاي به دور از تمدن با آنها روبهرو هستند. | |||
اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده است
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين ان مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد .وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!!در يک قسمت تاريک بدون حرکت.
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو اين مدت چکار مي کرده؟چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي ! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشق به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حدي مي توانيم عاشق شويم
اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده است
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين ان مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد .وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!!در يک قسمت تاريک بدون حرکت.
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو اين مدت چکار مي کرده؟چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي ! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشق به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حدي مي توانيم عاشق شويم
مصطفي
اشداء علي الكفار
رحماء بينهم بود

هفت اصل بیل گیتس
بیل گیتس هراز گاهی در دانشگاهها و دبیرستانهای امریکا با دانشجویان و دانش آموزان ملاقات داشته و برای آنها سخنرانی می کند.او هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند به شرح زیر نام برد:
اصل اول: در زندگی همه چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا هیچ ارزشی برای عزت نفس شما قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود قبل از اینکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام شدن کسی به شما حقوق فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام و موقعیت بالاتری برسید باید برای مقام ومزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر میکنید آموزگارتان سخت گیر است در اشتباه هستید پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما سخت گیرتر از آموزگارتان است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستورانها باغرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند از نظر آنها این کار یک فرصت بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید والدین خود را ملامت نکنید از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید والدین شما هم جوانان پر شوری بودند و به قدری که کنون به نظر شما میرسد ملال آور نبودند.
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از پايگاه اينترنتي آلماني ديپرسه، دانشگاه فرانكفورت اين سند را كه بخشي از روابط خانوادگي شوپنهاور را فاش ميكند به مبلغ 750 يورو خريده است. | |||
از تعالیم پدر (رض) بلاگ تکریم
برای مغفرت اموات؟ سازندگی انسانها؟ از خود قرآن میپرسیم که برای چه آمدی؟ می فرماید : کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور - قرآن صرفاً برای این آمده که مردم را نجات بدهد از ظلمات ، آنها را به نورانیت برساند.
معنای دیگر این که بشر در ظلمات هستند. تمام بشریت در عالم حیوانی،در ظلمات حیوانی هستند و میخواهند تکامل پیدا کنند و در مسیر تکامل به مقام انسانیت و فرا انسانیت برسند. اینها از خدا می خواهند که خدایا برای ما آنچه که ما را به کمال می رساند ، آنرا برای ما بفرست .
خداوند در خواست باطنی و معنوی این اشخاص را می شنود وبرای اینها دارویی فرستاده که آن دارو به نام احکام قرآن است.
جهان بر مبنای تکامل است ، تا موقعیت انسانی جهت ، جهت تکوین است. از نظر تکوین پروردگار عالم خلائق را بالا می آورد تا به موقعیتحیوانی. انسان هم یکی از آن حیوان هاست .به قول نویسنده ها جانور گویا . انسان را میگویند جانور گویا ، یعنی حیوان ناطق.
این جانور گویا میخواهد عروج کند ، برسد به موقعیتی که مسجود ملائک قرار گیرد ، موقعیتی که جلیس خدا باشد .از خدا می خواهد که خدایا چه کار کنم که به آنجا برسم؟
خدای تعالی پیغمبرانی را میفرستد ، به وسیله آنها دستورات طبی-معنوی را می فرستد.هرکس خودش را مریض دید، با آن دواها مداوا کردسالم میشود، قلب سلیم پیدا میکند...یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم
این برای این آمده تا زنده ها به این عمل کنند. به جای زنده ها ببرند به مرده ها بخوانند،این بالاترین اهانت نیست؟!
چرا با قرآن بازی می کنیم؟!
چقدر از ارزش موقعیت این کلام پایین آوردیم؟!
چقدر دستورات خداوندی را مسخره کردیم؟!
تنها قرآن است دست نخورده ، تنها قرآن است شفیع عالم ،تنها قرآن است که فیه شفاء لما فی الصدور ،نمی فرماید : غفران لما فی القبور ، ..... شفاء لما فی الصدور ....یک حرکتی بکنیم ، موفق می شویم ، خدا هم کمک میکند .
بیایید قرآن را از دست مرده ها بگیریم و به دست زنده ها بدهیم
ان هذه تذکرة لمن شاء اتخذت الی ربه سبیلا....این یادآوریست برای کسی که بخواهد به سوی پروردگار عالم حرکت کند.
.... پدر (رض)
به پسرم درس بدهيد، او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد .
به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست .
مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد .
به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد .
به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ،
به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد .
به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد .
به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد .
اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند .
به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .
به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد
به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه ميتوانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است
حیوانات هم همه چیز را برای بچه شان میخواهند...
ماهم!!
پس تفاوت ما چیست؟؟
کارلوس کاستاندا : دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل .
آلبركامو : شغل تنها زماني ارزش و اعتبار دارد كه آزادانه پذيرفته شود .
كارل يونگ : تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم تغييرش دهيم .
ناپلئون : صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با ياس و درماندگي رو به رو نخواهد شد .
مارو اكلينز : اگر به دنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال شما نخواهد آمد .
باسيل اس.والش : اگر ندانيد كه به كجا مي رويد , چگونه توقع داريد به آنجا برسيد ؟
فيثاغورث : خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد .
مارك تواين : وقتي هدفمان را از دست مي دهيم مجبور هستيم سعي خود را چند برابر كنيم .
اسمايلز : هيچ يك از تمايلات نفس انساني خطرناكتر از تمايل به تنبلي نيست .
ناپلئون هيل : كسي كه هميشه مي خواهد اشتباه ديگران را ثابت كند , آنها را از خود دور مي كند .
استون : انديشيدن تا زماني كه با عمل همراه نباشد , خلاقانه نيست .
آلبرت هوبارد : بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي شود , اين است كه دائم از اشتباه كردن بترسد .
اريك باتروورت : هر چه موانع جدي تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پيروزي بيشتر است .
هرشل : يكي از راههاي خوشبختي اين است كه نسبت به كوچكترين نعمت ها شكرگزار باشيم .
زيگ زيگلر : يك انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده .
كلمنت استون : شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد .
ناپلئون هيل : اگر باور داشته باشي كه مي تواني , حتما مي تواني .
فرانسيس بيكن : يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند .
استون : شجاعت داشته باش تا با حقيقت رو به رو شوي .
حضرت علي (ع) : از دوستي با نادان خودداري كن .
ضرب المثل آلماني : براي آدم بهانه گير هميشه بهانه وجود دارد .
ماكسيم گوركي : دروغ آيين اربابان و بردگان , و حقيقت خداي انسان هاي آزاد است .
ذهن خود را به آن چه مي خواهيد معطوف كنيد نه آن چه را نمي خواهيد .
كسي كه در بهار چيزي نكارد در پاييز چيزي درو نخواهد كرد .
در دوران دانشجویی توفیق زیارت و ملاقات عالم ذوالفنون علامه حسن زاده ی آملی در شهر مقدس قم حال و هوای منو دگرگون کرد.
علامه با دست خود پذیرایی میکرد ........سینی پر از سیب رو آورد و بمن اشاره کرد که به جمع حاضر تعارف کنم.
به همه که تعارف شد علامه رو بمن کرد و گفت ساقی یا ملعونه یا محروم! ولی تو هیچکدوم نبودی!چون اول برای خود سیب نگرفتی که اگر میگرفتی ملعون بودی و در آخر هم بعد از تعارف حضار برایت در سینی سیب باقیماند که در اینصورت محروم هم نموندی.
پس سیب های باقیمونده رو بردار که سیب از میوه های بهشتی است.
من که مانند جمع حاضر در جلسه حیران مونده بودم سریع ۲ عدد سیب باقیمونده در سینی رو برداشتم .در برگشت همدوره ای ها و همدانشگاهی ها ۲ سیب را دهها تکه کردند و به رسم تبرک و تیمن بردند.
آنروز اولین بار بود که میدیدم که یک روحانی علاوه بر کتب مذهبی و فقهی و عرفانی دستی در علوم نجوم ریاضیات و آناتومی (تشریح بدن انسان) دارد.
هرگز احساس ضعف و نا توانی نکرده ام جز در
مقابل
کسی که از من سوال کرد : تو کیستی؟؟
جبران خلیل جبران
انسان مجموعه ای از آنچه دارد٬نیست بلکه
مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد٬اما
می تواند داشته باشد...
سارتر
درون توست اگر خلوتی و انجمنی است
برون ز خویش کجا میروی جهان خالی است
بیدل دهلوی
به درونت بنگرزیرا که نیروی یزدانی آدمیان در
اعماق وجود خود او پنهان است پس به درونت
بنگر....
جمله گفتند آمدیم این جایگاه تا بود سیمرغ٬ماراپادشاه
مدتی شد تا درین ره آمدیم ازهزاران سی به درگه آمدیم
چون نگه کردند آن سی مرغ زود بی شک این سی مرغ آن سی مرغ بود
عطار نیشابوری
بالاترین شیطانی که ممکن است بر انسان نازل شود٬
گمان باطل و ناخوشایندی است که ممکن است از خود
داشته باشد....
گوته
هرتصمیمی که می گیری٬تصمیمی درباره آنچه انجام
می دهی٬نیست!بلکه تصمیمی است در مورد آنکه تو
چه کسی هستی...................!!!!
نیل دونالدوالش
بزرگی در احترام داشتن نیست
بلکه در شایستگی احترام است
ارسطو
سلام بر تو که آیات سبز خدا را ....
با چشم پاک حقیقت نمای خویش
به تماشا نشسته ای...
دنیای پست را
که همه سجده می کنند
...به حاشا نشسته ای!!!
از بلاگ غزنه
گسترۀ زبان فارسی دری
درمنطقه و درجهان
زمانی بود که نزد شادروان علامه صلاح الدين سلجوقی درس تفسير بيضاوی می خواندم. سورة يوسف مطرح بحث بود و تمنای زليخا از يوسف کم گم گشته موضوع درس بود. در آيه بيست و سوم از زبان اين زن واژۀ (هيت لک) به يوسف خطاب ميشود که ترجمة آن معمولاً چنين آمده است:(من برای توآماده ام). علامه سلجوقی دراين مورد از دوران شاگردی اش قصه کرد که وی دران روزگاران در رشته نحو مسلط بوده و به استادش گفت که همچو عبارتی باساختار(هيت لک) همخوان نيست. استاد برخاسته فرهنگی ازلغات زبان قبطی را باز کرد ودران فرهنگ کلمه (هيت لک) به زبان قبطی چنين معنی را افاده ميکرد: (درآغوشم درآی). بنابران واژۀ مذبور عربی نبوده بلکه يک واژة اجنبی ميباشد که درقرآن کريم منحيث يک واژه دخيل تابعيت داده شده است. زيرا زليخا به قبطی سخن ميگفت. درتحقيقات و نتيجه گيری های که اخيراً بعمل آورده است، محقق معروف زبانشناسی ودانشمند قرآن شناس وپژوهشگر بلندآوازۀ انگليسی زبان، جفری آرتر را عقیده برانست که 400 کلمه اجنبی درقرآن کریم وجود دارد وازانجمله بیست وهفت کلمه آن دری است وعبارتند از:
سجیل: معرب سنگ وگل، پارۀ گل خشکیده که ماننذ سنگ باشد
اباریق: جمع ابریق، معرب آبریز، کوزه، ظرف سفالین نوله دار بادسته برای آب یا مشروب.
تنور: جای پختن نان درخانه یادکان، به عربی تنُّور،
جمع آن تنایز کنز: بمعنای گنج، جمع آن به عربی کنوز
مجوس: مردم آفتاب پرست، معرب، گبر، واحد آن مجوسی
مرجان: نوعی از جانوران دریایی شبیه به گیاه، مرجان سرخ برای زینت آلات واشیا بکار میرود، برخی ازان دریکجا مجتمع شده و انباشته شده جزایر مرجانی را تشکیل میدهند
مِسک:معرب مِشک، مادۀ خوشبوی که از نافۀ آهوی مشک تولید میشود به عربی مسک می گویند.
کورت: جمع حال تاریک شدن
تقالید: گردن بند به گردن انداختن، قلاده، جمع تقلید، پیروی کردن
بیع: خرید و فروش، بیعانه(بیانه) قسمتی از پیش پرداخت
کنایس: جمع کنیسه، کنشت، کلیسا، عبادتگاه نصاری و معبد یهودیان
جهنم: دوزخ، جای گناهکاران
دینار: از کلمۀ نایوس لاتینی، دینار پول مروج ایرانی قدیم (یک صدم ریال)
قدیمترین دینار عربی در 695 م درزمان عبدالملک بن مروان رواج یافت.
رس: چاه کهنه، زیر خاک کردن، دفن کردن، یک نوع خاک
روم: محلی در آسیای صغیر (روم شرقی) از مردم روم
زنجبیل: معرب زنجفیل، گیاهیست تند در خوراکه ها بکار میرود
سُرادِق: سراپرده، خیمه، غبار، جمع آن سرادقات
سقر: جهنم، دوزخ
سجین: دایم، ثابت، شدید، سخت، نام جایی در دوزخ، زندانی
سلسبیل: سلیس، نرم، روان، گوارا، می خوشگوار، نام چشمه ای در بهشت
ورده: گل سرخ
سندس: ذارچه ابریشمی یا سندی، دیبای زربفت لطیف و گران بها
قرطاس: کاغذ، جمع آن قراطیس
اقفال: جمع قفل و به کسره قفل کردن، در بستن
کافور: دارویی است سفید رنگ، خوشبو، متبلور، ضدعفونی
یاقوت: ازسنگهای کریمه اکثراً سرخ رنگ در فارسی یاکند هم میگویند
یهود: جهود، بنی اسرائیل، از پیروان حضرت موسی
افزون براین واژگان، حدود هجده لغت دیگر را نیز محققان یافته اند که درواقع معرب کلمات فارسی میباشند، مانند:
زمهریر: شدت سرمای سخت، جای بسیار سرد، در عربی نیز .مهریر آمده
کاس: جام، ظرفی که در آن نوشیده شود در فارسی کاس یا کاسه میگویند، جمع آن کاسات
جُناح: گناه، عمل زشت، معصیت، گنه هم میگویند
خُنک: سرد، ضد گرم
زُور: قوه، نیرو، عقل، رای، باضل، شرک، لذت، درفارسی زور آمده است
شُواظ: زبانۀ آتش، شعله، حرارت، درحال ذوب شدن
اُسوَه: مقتدا، پیشوا، پیشرو، و آنچه کسی را با آن تسلی دهند
فیل: پیل، جمع عربی آن افیال، بزرگترین حیوان
توره: تورک فارسی، شغال، حیوان وحشی
عبقری: جای نیکو، درخشان، بزرگ قوم، نفیس، فرش زیبا، لباس فاخر
زبانیه: نگهبانان دوزخ، جمع زبنیه، دوزخبان، زبانه کشیدن شعله های آتش
ابد: جمع آن آباد، جاودان
قمطریر: شدید، سخت، دشوار
نجس: ناپاک، پلید
بررُخ: مانع وحایل بین وچیز
تَبَت: نابودشده، قطع شده، تب و تاب یافته
سخط: خشم گرفتن برکسی، غضب
سُهی: (بگونۀ سها)، ستارۀ کوچک و کم نور در دب اصغر. این کلمات ریشه و بنیاد دری داشته که به فراخنای زبان عربی درآمده ومشتقات آنها بادلایل مبسوط از جانب محققین توضیح شده است (1)
فرانمودی از گسترۀ زبان فارسی دری که اسدی طوسی در (مناظرۀ عرب و عجم) اشاره ای براین الفاظ دخیل دارد:
سلمان گُزین، پارسی است وبر محــــــــــــــمد
اقرار نیاورد کسی پیش ز سلمــــــــــــان
وز بهر شُگُم * در سخن پارسیش گفـــــــــــت
پیغمبر مرسل چو غمین دیدش و پژمــــــــــان
در قرآن هم پارسی است اینـــــــک تو درلـفظ
(سجیل) همی خوانیش و سنگ و گل اســت آن
ما (شکر) گوییم و شما (سکر) گوییــــــــــــــد
ما (مشک) شما (مسک) ختن هســــت فـراوان
سال 1372 در تهران در مقدمه تاج التراجم، شهفور اسفراینی با ویراستاری جناب نجیب مایل هروی در پیرامون برگردانی سوره فاتحه توسط سلمان فارسی تبصره ای دارد که این قدیمترین ترجمه آیاتی از قرآن به زبان دری میباشد.
شادروان اکادمیسین دکتور جاوید درمقالۀ (زبان ما، جهان ما) می نویسد که بنابر روایت ارباب لغت واژه های فارسی در احادیث نبوی نیز بمشاهده رسیده
است، حتی در روایات آمده است که گاهگاهی از زبان پیغمبر اکرم عبارتهای فارسی شنیده شده است.
شُگُم: شگون، یعنی فال نیک
نظرية بازي كوانتومي تقريبا از 6 سال پيش توسط فيزيكدانان مطرح شده است. در زمينههاي مختلف فيزيك در اين خصوص كار شده و تقريبا دو يا سه سال گذشته، بحث كاربرد نظريه بازي كوانتومي در عرصة تبيينهاي كوانتومي مطرح شده است. متأسفانه يا خوشبختانه هر كسي كه در اين زمينه كار كرده است فيزيكدان بوده و توسط هيچ اقتصادداني پژوهشي در اين زمينه صورت نگرفته است. به همين دليل زمينهاي كاملاً جديد و تحت عنوان اكونوفيزيك شناخته ميشود، كه از دهة 1970 مطرح است. بحث اكونوفيزيك به كاربرد روشهاي اندازهگيري و پيشبيني بحثهاي فيزيكي و كاربرد آن باز ميگردد. در بحثهاي مالي كاملا مدلهاي شبيهسازي شده هستند و در قالب فيزيك كلاسيك مطرح ميشوند. آنچه كه هماكنون بحث ميشود پارادايم كاملاً جديد با شيوه نگرش كاملا جديد ميباشد كه در واقع شكل خاصي از نظام اجتماعي را نشان ميدهد. البته بايد اين توضيح را بدهم كه در تضاد با نگرش كلاسيك نيست. يعني اين شائبه بوجود نيايد كه ما پارادايمي را معرفي ميكنيم كه در تضاد با پارادايم كلاسيك، چه در عرصة تبيين اقتصادي و چه در عرصه فيزيك كلاسيك، است.
قبل از اينكه نظريه بازي كوانتومي را معرفي كنم مقدمهاي مطرح ميكنم. به اين دليل كه در قسمت اول اين شبهه بوجود میآید كه آيا ميتوان اصول فيزيك يا هر علم ديگري را براي علوم اجتماعي به طور مستقيم به كار برد؟ فيزيك، رياضي يا زيستشناسي، چقدر مجاز ميباشد كه اين كار را انجام دهد؟ در مقام پاسخ باید گفت، كاري كه ميكنيم اين نيست كه اقتصاد را مثل فيزيك تغيير شكل دهيم. ما اصلاً به فرهنگ اصلي نگرش به دنياي اقتصاد دست نميزنيم. كاري كه ما انجام ميدهيم اين است كه از تحولاتي كه در عرصة علوم مختلف روي ميدهد، در آن سطحي كه از نظر روششناسي مجاز هستيم يعني سطح پارادايمي استفاده ميكنيم. تمام علوم در زمينة مشتركي با هم تعامل ميكنند آن زمينة مشترك كه دانش مشترك بشري در آن انباشته است آن را پارادايم ميگوييم. اين پارادايم به ما مي گويد چگونه به دنيا نگاه كنيم، دنيا را چگونه ببينيم. چگونه انتخاب كنيم از بين اين شكل شلوغي (patterned mess) كه ميبينيم.
اين سه درواقع همان اصول هستيشناسي، معرفتشناسي و روششناسي در هر رشتة علمي هستند كه در زمينة پارادايمي با هم اشتراك دارند. ما فقط ميتوانيم تحولات علمي و عرصة پارادايم براي علوم ديگر استفاده كنيم. ممكن است در اين استفادة مفاهيمي به طور مستقيم از يك علم به عاريه گرفته شود. در اقتصاد ارگانيسم را از زيستشناسي، تعادل را از فيزيك عاريه گرفتهايم اما اين عاريه گرفتن به معني قرارداد نيست كه بگوييم وضعيتي است براي اينكه آن را درك كنيم به آن تعادل ميدهيم. نه براي اينكه اين وضعيت در بالاترین سطح تجرید، همان خصائص فيزيكي كه تعادل در آن وضعيت موضوعيت دارد را پيدا ميكند.
چند نيرو كه با هم وارد يك كشمكش ميشوند و با هم تضاد دارند نتيجة کشمکش آنها در صورتيكه به يك حالت ايستا برسد تعادل است، هرچند که تعادل موقتی باشد. اين همان چيزي است كه در پديدههاي فيزيكي وجود دارد يعني يك سري مفاهيمي كه به صورت مشترك در علوم مختلف از آن استفاده ميشود و اين مجاز است نظريه بازي كوانتومي از اين حد مجاز حداكثر بهره را برده است.
بنابراين شناخت كامل نظريه و كاربرد آن مستلزم اين است كه دانش عمومي نسبت به نظريه كوانتوم ماكس پلانك هندسة نااقليدسي (ريماني) و نظرية نسبيت اينشتين وجود داشته باشد. در اينجا سعي ميكنم فقط مقدمهاي ارایه كنم درباره اينكه نظريه بازي كوانتومي چه ميگويد و درواقع چگونه ميتوان شيوة ورود به مفاهيم اقتصادي آن را پيدا كرد. ما ميتوانيم سيستمهاي اقتصادي را به صورت فرآيندي با اين ساختاري كه عرض ميكنم توصيف كنيم. ساختاري كه به آن 4Isميگويند. 4 تا I اين ساختار شامل چه چيز است؟ 1- اطلاعات information 2-انگيزش و انگيزهها incentives 3-سرمايهگذاري investment و 4-نوآوري innovation ؛ ساختار هر سيستم اقتصادي به صورت فرآيندي از حاصل تعامل اينها حاصل ميشود. اطلاعات در هرسيستم ، پيامهاي رمزگذاري شدهاي هستند كه از بافت نهادي ساطع ميشوند، اين بافت نهادي درواقع محدوديتهاي ناشي از نهادهاي رسمي و غيررسمي را به صورت كدگذاري كرده در خود دارد، اينها را اعلام ميكند. فرصتهاي مادي يا منابع و فرصتهايي كه براي حداكثر كردن سود وجود دارند اينها به صورت كدهايي در قالب اطلاعات عرضه ميشوند و نكتة سوم ساختار مكاني و زماني كدهاي اطلاعاتي است كه باز هم ارسال ميشود اينها همه از طريق Structure عرضه ميشوند و ساختار اينها را توليد ميكند. ساختار كه توليد شد كساني كه آنها را فعال اقتصادي ميناميم كه درواقع كارگزار و agent هستند با استفاده از اين اطلاعات انگيزه لازم را كسب ميكنند كه در زمينههاي لازم سرمايهگذاري كنند. ما از سطح كلان به سطح خرد ميرسيم. كلان و خردي كه اينجا گفته ميشود كلان و خرد اجتماعي است و معمول اقتصادي مدنظر نيست. انگيزشها به اين كارگزاران كه ميرسد چون پردازش در ذهن آنها هم متفاوت است به علت ويژگيهاي شناختيشان سازههاي ذهني متفاوتي دارند به خاطر همين سرمايهگذاري در عرصههاي متفاوتي شكل ميگيرد. يك حركت براوني (Browni) شكل ميگيرد. حركت بروني حركتي است كه از تصادم بين ذرات بوجود ميآيد كاملا غيرمنظم و تصادفي است. اين به خاطر اين به وجود ميآيد كه درواقع هر رمزي را كه دريافت و آن را بازگشايي ميكند و انگيزه لازم را به دست ميآورد كه در جهت خاصي برود، agent بعدي اعلام ميكند من منابع را به نفع خودم محدود ميكنم. منابعي كه در دردسترس تو است. بنابراين agent ديگر هم تلاش خواهد كرد آنها را بدست آورد اينجا درواقع يك کشمکش اجتماعي برای تصاحب منابع شكل ميگيرد. ميگوييم مبادلة اجتماعي كه در واقع حالت اعم را نشان دهيم، يعني در دل اين مبادله اقتصادي، مبادلة سياسي هم هست. يعني ممكن است موضوع مبادله يك كالاي اقتصادي يا يك كالاي سياسي و يا هر چيز ديگري باشد مهم اين است كه آنها تلاش ميكنند يا كنترل به دست آورند روي اين منابع يا حق كنترل. در اين جريان ميتوان گفت يك بازي شكل ميگيرد بين اينها (بين ذرات و در سطح microsocial يك بازي در حال شكل گرفته است) حاصل اين بازي هم تعيين خواهد كرد كه نوآوريهاي سيستم به چه سمتي معطوف خواهد بود كه كل برآيند سيستم عملكرد اقتصادي را نشان ميدهد.
حال نظريه بازي كوانتومي در اين حلقه از كجا موضوعيت پيدا ميكند؟ محور ورود كجاست؟ محل ورود همان جريان اطلاعات در ساختار نظام اقتصادي است. بخش شدن اطلاعات بين كارگزاران، جريان يافتن اطلاعات، مرزگذاري و رمزگشايي اطلاعات، همه اينها مشمول قوانين فيزيكي هستند چون در فرآيندهاي فيزيكي درست و منتقل ميشوند. بنابراين در چارچوب قوانين فيزيكي بايد به آنها نگاه كرد. در مدل پارادايم كلاسيك خودمان (همان اقتصاد نئوكلاسيك و نيوتني) ما بازار را جايي تعريف ميكنيم كه در آن رقابت وجود دارد. اطلاعات بدون كمترين هزينهاي جريان پيدا ميكند، يعني همه به اطلاعات دسترسي دارند، شفافيت اطلاعاتي وجود دارد. ضمن اينكه همه اطلاعات را كه ميگيرند به خاطر جريان حداكثر سازي سود پاسخ هاي يكساني به اطلاعات ميدهند. مهمترين اصلي كه در فيزيك وجود دارد فرض ثبات سرعت سير نور است، ميدانيد كه يكي از فروض اصليشان اين است كه نور سرعتي ثابت دارد و مسيري مستقيم را داراست بدون انحنا. منظورم از انحنا كششها و گرايشهايي است كه به خاطر وجود ماده و جرم بوجود ميآيد، ماده به تناسب جرم خود گرانش ايجاد ميكند نسبت به اجرام ديگر و آن نيروي گرانشي كه توليد ميشود دقيقا با جرم اين دو ارتباط دارد. در فيزيك كوانتومي و همانجا كه فيزيك كوانتومي موضوعيت پيدا كرد سرعت سير نور ثابت نيست. نكته اول نور در فضاي منحني دچار انحراف ميشود و دوم وقتي دچار انحراف ميشود سرعتش ثابت نيست. نكتة سومي كه از دومورد قبل نتيجه ميشود اين است كه در فضاهايي كه چگاليهاي متفاوت دارند ساختار ذرات تشكيل دهندة نور هم متفاوت ميشود كه سادهترين آنها منشور است و وقتي مقابل نور قرار ميگيرد شكست نور اتفاق ميافتد. طيفهاي مختلف نور از هم باز ميشوند. چرا اين اتفاق ميافتد؟ به خاطر آن طول موجهاي متفاوتي است كه نور ساطع شده را تشكيل دادهاند. در مورد اطلاعات هم همين طور است . يعني در بحث انتشار اطلاعات، اطلاعات به مناسبت وجود همان گرانشها در فضا اينجا اجرام به آدمها تبديل شده و گرانش بين آدمها ميباشد و ابزاري كه در دست آدمهاست. اطلاعات دچار محدوديتهاي فيزيكي كه بين اشخاص وجود دارد هم ميشود. يعني در چگاليهاي مختلف اطلاعات ما تغييرات مختلفي ميكند. اينكه حالا چگالي را چه ميتوانيم تعريف كنيم؟ يك بحث شرايط نهادي است شما در يك جامعه چقدر اطلاعات را گسترش ميدهيد. دست شما براي گسترش اطلاعات چقدر باز هست؟ چه نوع اطلاعاتي اجازه دارند باز شوند؟ اينجا درواقع مدخل ورودي بحث Quantum game است كه در بستر اقتصادي موضوعيت پيدا ميكند.
نوشته شده توسط امین محلی