تبليغاتX
سته- راز افرینش هستی
سته- راز افرینش هستی
 

برای پرنده شایسته

تو می پریدی آنگاه که پدر در امتداد نور

آسمان را ترسیم میکرد...

از آنروز که پدر رفت تو ...نپریده بودی

اما بالهایت شوق پریدن داشت...

...و بالاخره پریدی

پدر هنوز دارد نگاهت میکند

تا روی شانه اش بنشینی

خوش بحالت پرنده شایسته باغ...

+ : نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:48 توسط :: رقیم ::

 

یادت باشه به هیشکی اعتماد نکن...

+ : نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:4 توسط :: رقیم ::

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد...

+ : نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 13:38 توسط :: رقیم ::

منو ببخشید...نمیتونم به تک تک شما جواب بدهم...

یک سوال...

تاکی میخواهیم مثل حیوانات زندگی کنیم؟

خور و خواب و خشم وشهوت...تا کی

بیاین به عالم بالا نگاه کنیم...

+ : نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 13:11 توسط :: رقیم ::